تبلیغات
جملات زیبا و آموزنده - زندگی به همین زیبایی است....
 
جملات زیبا و آموزنده
امروز هرچقدر بخندی و هرچقدر عاشق باشی از محبت دنیا کم نمیشه پس بخند و عاشق باش
دوشنبه 5 دی 1390 :: نویسنده : سمانه

پل یك دستگاه اتومبیل سواری به عنوان عیدی از برادرش دریافت كرده بود. شب عید هنگامی كه پل از اداره اش بیرون آمد متوجه پسر بچه شیطانی شد كه دور و بر ماشین نو و براقش قدم می زد و آن را تحسین می كرد.
پل نزدیك ماشین كه رسید پسر پرسید: " این ماشین مال شماست ، آقا؟".
پل سرش را به علامت تائید تكان داد و گفت: برادرم به عنوان عیدی به من داده است".
پسر متعجب شد و گفت: "منظورتان این است كه برادرتان این ماشین را همین جوری، بدون این كه دیناری بابت آن پرداخت كنید، به شما داده است؟ آخ جون، ای كاش..."

البته پل كاملاً واقف بود كه پسر چه آرزویی می خواهد بكند. او می خواست آرزو كند. كه ای كاش او هم یك همچو برادری داشت. اما آنچه كه پسر گفت سرتا پای وجود پل را به لرزه درآورد:" ای كاش من هم یك همچو برادری بودم." پل مات و مبهوت به پسر نگاه كرد و سپس با یك انگیزه آنی گفت: "دوست داری با ماشین یه گشتی بزنیم؟""اوه بله، دوست دارم." تازه راه افتاده بودند كه پسر به طرف پل بر گشت و با چشمانی كه از خوشحالی برق می زد، گفت: "آقا، می شه خواهش كنم كه بری به طرف خونه ما؟". پل لبخند زد. او خوب فهمید كه پسر چه می خواهد بگوید. او می خواست به همسایگانش نشان دهد كه توی چه ماشین بزرگ و شیكی به خانه برگشته است.
اما پل باز در اشتباه بود.. پسر گفت: " بی زحمت اونجایی كه دو تا پله داره، نگهدارید.".

پسر از پله ها بالا دوید. چیزی نگذشت كه پل صدای برگشتن او را شنید، اما او دیگر تند و تیـز بر نمی گشت. او برادر كوچك فلج و زمین گیر خود را بر پشت حمل كرده بود. سپس او را روی پله پائینی نشاند و به طرف ماشین اشاره كرد :.. " اوناهاش، جیمی، می بینی؟ درست همون طوریه كه طبقه بالا برات تعریف كردم. برادرش عیدی بهش داده و او دیناری بابت آن پرداخت نكرده. یه روزی من هم یه همچو ماشینی به تو هدیه خواهم داد . اونوقت می تونی برای خودت بگردی و چیزهای قشنگ ویترین مغازه های شب عید رو، همان طوری كه همیشه برات شرح می دم، ببینی." پل در حالی كه اشكهای گوشه چشمش را پاك می كرد از ماشین پیاده شد و پسربچه را در صندلی جلوئی ماشین نشاند.
برادر بزرگتر، با چشمانی براق و درخشان، كنار او نشست و سه تائی رهسپار گردشی فراموش ناشدنی شدند.

در مسابقه ی زندگی گل زدن هنر نیست بلکه گل شدن هنره !




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 15 مرداد 1396 09:39 ق.ظ
I'm impressed, I have to admit. Rarely do I
come across a blog that's both equally educative and interesting, and let me tell you, you have hit the nail on the head.

The issue is an issue that too few people are speaking intelligently about.
Now i'm very happy I found this during my hunt for something regarding this.
یکشنبه 7 خرداد 1391 12:05 ق.ظ
سمانه جان خیلی جملات قشنگن از همه قشنگتر این داستانه؛ خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم.با اینکه چشمام درد ونمیتونم گریه کنم ولی اشکام راه همیشگیشونو پیش بردن اومدن پایین
شنبه 16 اردیبهشت 1391 04:32 ب.ظ
سلام خسته نباشید
خیلی وب جالبی دارید، اتفاقی از تو گوگل پیداتون کردم خیلی قشنگه، من دو تا وب دارم، یکی همینه که آدرسش رو گذاشتم و برای دخملیم هستش، دیگری هم بعدا با اون میام پیشت که برای همسری هستش، اگه راضی هستی لینکت کنم و از مطالبت با نام خودت استفاده کنم؟؟؟؟ که همه بخونن
سمانه سلام دوست خوبم.
ممنون كه به من سر زدی.
با نام " جملات زیبا و آموزنده" لینك كن اشكالی نداره .
شنبه 16 اردیبهشت 1391 04:28 ب.ظ
خیلی خیلی خیلی قشنگ بود، انقدر که اشکم دراومد و هنوز هم سرازیره، دوست دارم نوشته هاتو
دوشنبه 28 فروردین 1391 04:06 ب.ظ
سلام. به خاطر وبلاگ بی نظیرت ممنون سمانه جان.
یکشنبه 27 فروردین 1391 12:50 ب.ظ
خیلی زیبا بود سمانه جان......مرسی گلم
چهارشنبه 23 فروردین 1391 10:42 ب.ظ
واقعا تکون دهنده بود
چهارشنبه 23 فروردین 1391 12:32 ب.ظ
بی نظیر بود واقعا قشنگ بود
شنبه 12 فروردین 1391 08:40 ق.ظ
به روح پاکت درود میفرستم بسیار زیبا وآرامبخش کل نوشته هایت
سمانه از لطفتون بی نهایت سپاسگزارم.ممنون.
یکشنبه 2 بهمن 1390 01:02 ق.ظ
خیلی عالی بود.اتفاقی به صفحه تون سز زدم فضای قشنگی رو فراهم كردید دستتون درد نكنه مزسی
سمانه salam. mamnon ke omadid.
khoshhal shodam
پنجشنبه 8 دی 1390 01:28 ب.ظ
سلام خانم محترم. وبلاگ پرمحتوایی داری.
خوشحال میشم به وبلاگ منم سربزنین.
با اجازت یه مطلب رو کپی میکنم.
سه شنبه 6 دی 1390 07:23 ب.ظ
خیلی قشنگ بود...
سه شنبه 6 دی 1390 01:24 ق.ظ
ای بابا هر چی تلاش میکنم نمیشه...شاید راضی نباشید...اگه راضی هستی بهم اطلاع بده دوباره تلاش کنم خواهر عزیز
سمانه سلام.

حتما راضیم، میام یه بار هم تو وبلاگت می خونم.
سه شنبه 6 دی 1390 01:12 ق.ظ
سلام خواهر خوبم....
اشکمو در آوردی با این مطلب بی نظیر....خیلی زیباست....با اجازه با نام خودت میزارم در وبلاگم...باشه؟....
هییییی کی تا حالا نیومده بودم...خدا رو شکر ثبات داری در وبلاگ نویسی...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :