تبلیغات
جملات زیبا و آموزنده
 
جملات زیبا و آموزنده
من در سرزمینی زندگی می کنم که دویدن سهم کسانی است که نمی رسند و رسیدن سهم کسانی است که نمی دوند ...
سه شنبه 29 اسفند 1391 :: نویسنده : سمانه


سال نو می شود.زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند

و پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره...من...تو...ما...

کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟...پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟...



ای خدای دگرگون کننده دلها و دیده ها
ای تدبیر کننده روز و شب
 ای دگرگون کننده حالی به حالی دیگر
حال مارا به بهترین حال دگرگون کن


به همه دوستان گل و نازنینم،به تمام كسانی كه سال 1391 با نظراتشون من رو تنها نگذاشتند و به من روحیه دادند

رستاخیز طبیعت رو تبریك میگم

برای همتون بهترین ها رو آرزو می كنم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 7 اسفند 1391 :: نویسنده : سمانه


ابن ابى لیلى - كه یكى از دوستان امام جعفر صادق علیه السلام است - حكایت نماید:

روزى به همراه نعمان كوفى به محضر مبارك آن حضرت وارد شدیم ، حضرت به من فرمود: این شخص كیست ؟

عرض كردم : مردى از اهالى كوفه به نام نعمان مى باشد، كه صاحب راءى و داراى نفوذ كلام است .

حضرت فرمود: آیا همان كسى است كه با راءى و نظریّه خود، چیزها را با یكدیگر قیاس مى كند؟

عرض كردم : بلى .

پس حضرت به او خطاب نمود و فرمود: اى نعمان ! آیا مى توانى سرت را با سایر اعضاء بدن خود قیاس نمائى ؟

نعمان پاسخ داد: خیر.

حضرت فرمود: كار خوبى نمى كنى ، و سپس افزود: آیا مى شناسى كلمه اى را كه اوّلش كفر و آخرش ایمان باشد؟

جواب گفت : خیر.

امام علیه السلام پرسید: آیا نسبت به شورى آب چشم و تلخى مایع چسبناك گوش و رطوبت حلقوم و بى مزّه بودن آب دهان شناختى دارى ؟

اظهار داشت : خیر.

ابن ابى لیلى مى گوید: من به حضور آن حضرت عرضه داشتم : فدایت شوم ، شما خود، پاسخ آن ها را براى ما بیان فرما تا بهره مند گردیم .

بنابراین حضرت صادق علیه السلام در جواب فرمود: همانا خداوند متعال چشم انسان را از پیه و چربى آفریده است ؛ و چنانچه آن مایع شور مزّه ، در آن نمى بود پیه ها زود فاسد مى شد.

و همچنین خاصیّت دیگر آن ، این است كه اگر چیزى در چشم برود به وسیله شورى آب آن نابود مى شود و آسیبى به چشم نمى رسد؛ و خداوند در گوش ، تلخى قرار داد
تا آن كه مانع از ورود حشرات و خزندگان به مغز سر انسان باشد.

و بى مزّه بودن آب دهان ، موجب فهمیدن مزّه اشیاء خواهد بود؛ و نیز به وسیله رطوبت حلق به آسانى اخلاط سر و سینه خارج مى گردد.

و امّا آن كلمه اى كه اوّلش كفر و آخرش ایمان مى باشد: جمله ((لا إ له إ لاّ اللّه )) است ، كه اوّل آن ((لا اله )) یعنى ؛ هیچ خدائى و خالقى وجود ندارد و آخرش ((الاّ اللّه )) است ، یعنى ؛ مگر خداى یكتا و بى همتا.(1)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 30 آبان 1391 :: نویسنده : سمانه

اوّل محرم الحرام
1. آغاز ایام حسینی2. ماجرای شعب ابیطالب علیه السلام 3.جنگ ذات الرقاع 4. اولین جمع آوری زکات 5. امام حسین علیه السلام در راه کربلا 6. قیام مردم مدینه بر علیه یزید 7. کلام عاشورایی امام رضا علیه السلام

دوّم محرم الحرام
1. ورود امام حسین علیه السلام به کربلا

سوّم محرم الحرام
1. نامه امام حسین علیه السلام برای اهل کوفه 2. ورود عمر بن سعد به کربلا

چهارم محرم الحرام
1. فتوای شریح قاضی به قتل امام حسین علیه السلام

ششم محرم الحرام
1. یاری طلبی حبیب بن مظاهر از بنی اسد 2.اولین محاصره فرات در کربلا 3. تراکم لشگر یزید در کربلا

هفتم محرم الحرام
1. ملاقات امام حسین علیه السلام با ابن سعد 2. منع آب از امام حسین علیه السلام

هشتم محرم الحرام
1. قحط آب در خیمه های حسینی

نهم محرم الحرام تاسوعا
1. محاصره خیمه ها در کربلا 2. آمدن امان نامه برای فرزندان ام البنین سلام الله علیها 3. درخواست تاُخیر جنگ از سوی امام حسین علیه السلام 4. آمدن لشگر تازه نفس به کربلا 5. خطابه امام حسین برای اصحابش

شب عاشورا
1. سخنان امام علیه السلام با اهل بیت و اصحابش 2. سخنان زینب کبری سلام الله علیها با امام حسین علیه السلام

دهم محرم الحرام عاشورا
1. شهادت امام حسین علیه السلام 2. شهادت حبیب بن مظاهر اسدی کوفی 3. شهادت مسلم بن عوسجه 4. شهادت حر بن یزید ریاحی 5. شهادت جون مولی ابی ذر الغفاری 6. شهادت همسر وهب 7. شهادت شبیه ترین فرد به رسول خدا صلی الله علیه و آله 8. شهادت قاسم بن الحسن علیه السلام 9. شهادت عبدالله بن حسن علیه السلام 10.شهادت قمر منیر بنی هاشم علیه السلام 11.شهادت مولانا الرضیع باب الحوایج علی اصغر علیه السلام 12. آمدن ذوالجناح با یال و کوپال خونین به سوی خیمه فاطمیات 12. ماتم و ناله و گریه پردگیان حرم 13.غارت اموال 14.فراز فاطمیات و علویات در بیابانها 15.غارت کردن لباس و ذره 16.جدا شدن سرهای مطهر 17.به آتش کشیدن خیمه های آل الله 18.شهادت دختران کوچک گریه و ماتم 19.راُس مطهر امام حسین علیه السلام در کوفه 20.خونین شدن ریشه هر گیاه 21.قتل ابن زیاد 22.قیام حضرت مهدی علیه السلام 23.وفات ام سلمه


برگرفته از
http://www.iran-eng.com




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 9 شهریور 1391 :: نویسنده : سمانه

رومن گاری:
 پیش از آنکه کسی در راه خیانت گام بردارد، لازم است که عشق فراوانی را بیهوده هدر داده باشد.

مارسل پروست:
زمان آدم‌ها را دگرگون می‌کند اما تصویری را که از ایشان داریم ثابت نگه می‌دارد. هیچ چیزی دردناک‌تر از این تضاد میان دگرگونی آدم‌ها و ثبات خاطره نیست.

آرتور شوپنهاور:
انسان های وحشی یکدیگر را می خورند و انسان های متمدن، یکدیگر را فریب میدهند.

ماکسیم گورکی:
انسان بـا مقاومتی کـه در مقابل محیط می کند خـود را می سازد.

لویی فردینان سلین:
هرگز فوراً بدبختی کسی را باور نکنید، بپرسید که می تواند بخوابد یا نه؟
اگر جواب مثبت باشد، همه‌ چیز روبراه است. همین کافی است!

جااولیور هاینز:
مردم اشتباهات زندگی خود را روی هم می ریزند و از آنها غولی بوجود می آورند که نامش تقدیر است.












نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

1. بزرگترین دروغ عالم:در مرحله ای از زندگی کنترل آنچه بر سرمان می آید از دستمان خارج می شود و سرنوشت هدایت آن را بر عهده می گیرد.

2. در مرحله ای از زندگی آدمها، هر چیزی روشن و امکان پذیر است. آنها نه از خیالبافی و نه از آرزوی کارهایی که می خواهند در زندگیشان رخ دهد، هراسی ندارند. اما با گذشت زمان، نیرویی مرموز آنها را متقاعد می کند که دسترسی به افسانه شخصی شان غیر ممکن است.

3. هرکس که باشی یا هر کاری که انجام دهی وقتی واقعاً از صمیم قلب چیزی را بخواهی، آنگاه این خواسته تو از روح جهان سرچشمه می گیرد و تو مأمور انجام آن بر روی زمین می شوی.

4. یکنواختی ایام برای آدمها باعث می شود متوجه چیزهای خوبی که هر روز با طلوع خورشید در زندگیشان اتفاق می افتد، نشوند.

5. خداوند برای هرکس در زندگی مسیری قرار داده است که باید آن را طی کند. کافی است نشانه هایی را که خداوند بر سر راهت قرار داده، بخوانی.

6. هرگز قبل از اینکه چیزی را بدست آوری، وعده آن را به کس دیگری نده.

7. همه ی اتفاقات بین طلوع و غروب خورشید رخ می دهد.

8. همه ی آدمها دنیا را همان جور که می خواهند ببینند، می بینند، نه آنجوری که هست.

9. همیشه باید بدانی که چه می خواهی؟

10. چیزهایی هست که از عهده ی آن بر می آییم اما نمی خواهیم آنها را انجام دهیم.

11. گاهی نمی توان مسیر جریان رودخانه را عوض کرد.

12. هرگز از رویاهایت صرف نظر نکن، به دنبال نشانه ها برو...

13. از پیچ و خم های زیادی عبور کرده ایم ولی همواره به سوی مقصد خویش پیش می رویم.

14. از گذشته درس بگیر، در حال زندگی کن و به فکر آینده باش.

15. آدمها از اینکه به دنبال مهمترین رؤیاهایشان بروند می ترسند زیرا احساس می کنند شایسته آن رؤیاها نیستند و قادر نخواهند بود به آنها برسند.

16. همه آنهایی که سعادتمندند خدا را در دل دارند و سعادت در یک دانۀ شن صحرا هم پیدا می شود.

17. سپیده درست بعد از تاریکترین ساعات شب می دمد.

18. اگر بزرگترین گنجهای عالم را در اختیار داشته باشی و از آنها برای دیگران حرف بزنی ، به ندرت حرفت را باور می کنند.

19. وقتی سعی کنیم از اینکه هستیم بهتر باشیم موجودات دور و بر ما هم بهتر می شوند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 14 مرداد 1391 :: نویسنده : سمانه

سلام به دوستان گلم
لطفا از این سایت بازدید كنید، اگر از جنس ها خوشتون اومد،نظر بذارید.خوشحال میشم.
لطفا با مرورگر فایرفاكس مشاهده كنید.

www.negin-po-ce.com





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 12 مرداد 1391 :: نویسنده : سمانه

1. نماز مستحبی در این ماه، همانند هفتاد شب نماز در غیر آن است.

2. تحصیل یک خصیصه نیک، اجر اداء یکی از واجبات خدا را دارد.

3. اگر کسی در این ماه یکی از فرائض الهی را انجام دهد، همانند کسی است که هفتاد فریضه را در غیر ماه رمضان بجا آورد. ( قابل توجه کسانی که نماز قضا دارند.)

4. ماه ماه صبر است و جزای صبر بهشت است.

5. ماهی که در آن بر رزق مؤمن افزوده می گردد.

6. ماه ایثار و فداکاری و گذشت است.

7. اگر کسی مؤمنی را افطار دهد ثواب آزاد کردن بنده ای در راه خدا را دارد و گناهان او نیز آمرزیده می شود.

8. کسی که در این ماه به زیر دستان خود تکلیف کمتری دهد، خداوند حساب او را در قیامت آسان می گیرد.

9. ماهی که آغاز آن همراه رحمت است، وسط آن بخشش و پایانش اجابت دعاها و نجات از آتش است.
10. ماه رمضان، آقای ماه ها و شبی در آن وجود دارد که از هزار ماه بهتر است.
11. درهای بهشت در آن گشوده.

12. درهای جهنم در آن بسته است.

13. کسی که این ماه را درک کند و بخشیده نشود، از رحمت خدا دور باد.

14. کسی که پدر و مادرش را درک کند و بخشیده نشود، از رحمت خدا دور باد.

15. در این ماه، حسنات چندین برابر و سیئات نابود می شود.

16. صدقه در این ماه، باعث آمرزش گناهان است.

17. اخلاق نیک در این ماه سبب آمرزش گناهان می شود.

18. کسی که خشم خود را فرو برد، خدا او را می آمرزد.

19. کسی که صله رحم کند در این ماه، خداوند او را می بخشد.







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

اولویت‌هایتان را مشخص کنید.20 سال دیگر واقعاً مهم نیست که امروز چه کفشی پوشیده بودید، موهایتان چه مدلی بود یا مارک شلوار جینتان چه بوده است. چیزی که مهم است این است که دیگران چقدر دوستتان داشته‌اند، چه چیزهایی یاد گرفته‌اید و چطور از این دانش استفاده کرده‌اید.


مسئولیت کامل اهدافتان را گردن بگیرید. اگر واقعا دوست دارید در زندگیتان به چیزهای خوبی برسید و اتفاقات خوبی برایتان بیفتد، باید خودتان باعث این اتفاقات شوید. نمی‌توانید یک گوشه بنشینید و آرزو کنید که یک نفر دیگر کمکتان کند. خودتان باید آینده‌تان را بسازید و فکر نکنید که سرنوشت باعث همه اعمال و انتخاب‌های شماست.


ارزش خودتان را بشناسید. وقتی کسی با شما طوری برخورد می‌کند که انگار فقط یکی از چندین و چند انتخاب هستید، به آنها کمک کنید با بیرون آوردن شما از آن تساوی انتخاب‌هایشان را محدود کنند. بعضی وقت‌ها باید سعی کنید برایتان مهم نباشد، حال هرچقدر هم که اهمیت داشته باشد چون ممکن است گاهی اوقات برای کسی که ارزش خیلی زیادی برایتان دارد، هیچ ارزشی نداشته باشید. این غرور نیست—احترام به خود است. اگر دور و برتان را با افراد منفی پر کنید نباید انتظار داشته باشید که زندگیتان تغییرات مثبت داشته باشد. به افراد نیمه‌وقت، موقعیت تمام‌وقت در زندگیتان ندهید. ارزش خودتان را بشناسید و هیچوقت به کمتر از آنچه لیاقتتان است راضی نشوید.


رویکرد مناسب را انتخاب کنید. نگرش مهمترین چیز است. وقتی با صف‌های طولانی و ترافیک سنگین روبرو می‌شوید و یا یک ساعت از ساعت قرارتان با کسی گذشته است، دو انتخاب پیش رو دارید: می‌توانید خسته و کلافه شوید و می‌توانید به آن به شکل فرصت و زمان کوتاهی که زندگی برای فکر کردن، آرام‌تر شدن و خیالپردازی به شما داده است نگاه کنید. اولین انتخاب فشارخونتان را بالا می‌برد. دومین انتخاب هوشیاریتان را بیشتر می‌کند.


اجازه ندهید اشتباهات گذشته رویاهایتان را خراب کند. یاد بگیرید که همه چیزهایی که کنترل آن به دست شما نیست را رها کرده و از یاد ببرید. دفعه بعدی که وسوسه شدید درمورد موقعیتی که فکر می‌کنید ناعادلانه تمام شد، بیهوده‌گویی کنید، این را به خودتان یادآور شوید: هیچوقت با فکر کردن به این موضوع تا زمان مرگ نمی‌توانید عصبانیت مربوط به آن را از بین برید. پس دهانتان را بسته نگه دارید، مشتتان را باز کنید و به افکارتان یک مسیر دوباره دهید.


چیزهایی را انتخاب کنید که واقعاً مهم هستند. بعضی چیزها اهمیت زیادی ندارند—مثل نوع ماشینی که سوار می‌شوید. اگر به تصویر بزرگ زندگی نگاه کنید، چقدر این مسئله می‌تواند اهمیت داشته باشد؟ شادتر کردن یک انسان جطور؟ بله، این اهمیت دارد. مشکل بزرگ و اصلی اکثر آدمها این است که می‌دانند چه چیزهایی مهم است اما آن را انتخاب نمی‌کنند.حواسشان پرت می‌شود. چیزهای اول را اول نمی‌گذارند. سخت‌ترین و هوشمندانه‌ترین راه‌ها برای زندگی، انتخاب چیزهایی است که واقعاً مهم است.


خودتان را دوست داشته باشید. بگذارید یک نفر درست همانطور که خودتان را دوست دارید شما را دوست بدارد، با همه نقص‌ها، زشتی‌ها و مشکلات. بگذارید باوجود همه اینها یک نفر دوستتان داشته باشد؛ و بگذارید آن یک نفر خودِ شما باشد.


توانایی‌ها و ضعف‌های خود را بپذیرید. با خودتان راحت باشید و اعتمادبه‌نفس داشته باشید. ما معمولاً زمان زیادی را برای مقایسه خودمان با دیگران تلف می‌کنیم و افسوس می‌خوریم که کاش کس دیگری بودیم. هر کسی توانایی ها و ضعف‌های خودش را دارد و فقط زمانیکه همه آنچه که هستیم را بپذیریم، خواهیم توانست از توانایی‌هایمان استفاده کنیم.


برای خودتان بایستید. شما به دنیا آمده‌اید که واقعی باشید، نه ایدآل. به دنیا آمده‌اید که خودتان باشید نه چیزی که کس دیگری که می‌خواهد باشید. برای خودتان بایستید، به چشمان آنها نگاه کنید و بگویید، "تازمانیکه من را نشناخته‌ای درموردم قضاوت نکن. تا زمانیکه با من وارد چالش نشده‌ایی، ارزشم را پایین نیاور و تازمانیکه با من حرف نزده‌ای درموردم حرف نزن."


از دیگران درس بگیرید و زمانی که لازم است، بگذرید. نمی‌توانید توقع داشته باشید که بتوانید دیگران را تغییر دهید. یا همانی که هستند را می‌پذیرید یا بدون آنها زندگی می‌کنید. و فقط بخاطر اینکه چیزی تمام می‌شود به این معنی نیست که هیچوقت وجود نداشته است. شما زندگی کرده‌اید، درس گرفته‌اید، رشد کرده‌اید و گذشته‌اید. وجود بعضی آدمها در زندگی برای شما نعمت هستند و بعضی از آنها فقط درس.


در روابطتان صادق باشید. خیانت نکنید! اگر شاد نیستید، صادق باشید و از آن رابطه بگذرید. وقتی واقعاً عاشق باشید، وفادار بودن اصلاً سخت نیست، توام با لذت است.


با راحت بودن راحت باشید. همانطور که می‌دانیم زندگی می‌تواند در یک چشم برهم زدن از این رو به آن رو شود. دوستی‌هایی که امکان‌پذیر به نظر نمی‌رسید آغاز می‌شود، کارهای مهم کنار گذاشته می‌شود و یک امید دیرینه دوباره زنده می‌شود. شاید گاهی‌اوقات راحت به نظر نیاید اما بدانید که زندگی در انتهای منطقه آرامش شما شروع می‌شود. پس اگر در حال حاضر احساس راحتی ندارید، بدانید که تغییری که در زندگیتان رخ داده است انتهای کار نیست، بلکه یک شروع تازه است.


همانی باشید که برای تبدیل شدن به آن به دنیا آمده‌اید.نگذارید به آخر زندگیتان برسید و بفهمید که فقط طول زندگی را زندگی کرده‌اید. عرض آن را هم زندگی کنید. وقتی بعنوان یک انسان مشتاق به دنیا می‌آیید، تنها مشکلی که بزرگتر از یاد گرفتن راه رفتن در کفش دیگران است، این است که یاد بگیرید با خودتان راحت باشید. از قلبتان پیروی کنید و مغزتان را هم همیشه همراه داشته باشید. وقتی واقعاً با خودتان راحت بودید، شاید همه آدمها دوستتان نداشته باشند اما برای شما اصلاً اهمیتی نخواهد داشت.


هیچوقت از خودتان ناامید نشوید.این زندگی شماست. آن را شکل دهید و اگر این کار را کنید، کسی دیگر اینکار را می‌کند. قدرت نه تنها در میزان تحمل شما دیده می‌شود بلکه در توانایی شما برای شروع دوباره نمود می‌کند. هیچوقت برای تبدیل شدن به آنچه که می‌خواهید باشید دیر نیست. مدام یاد بگیرید، سازگار شوید و رشد کنید. شاید هنوز به مقصدتان نرسیده باشید اما مطمئناً از دیرروز به مقصدتان نزدیک‌تر هستید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 22 خرداد 1391 :: نویسنده : سمانه

بچه ها نمی دونم چجوری ازتون تشكر كنم،نظراتتون منو دلگرم می كنه.

واقعا فكر نمی كردم "حرفی از جنس دل" این همه مورد استقبال قرار بگیره.


ازتون ممنونم.خیلی خوشحالم.امیدوارم بتونم مطالب بهتری براتون بنویسم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 2 خرداد 1391 :: نویسنده : سمانه

خدایا كجایی؟ دلم گرفته.خیلی حالم بده. دیگه سنگینی بار گناهامو نمی تونم تحمل كنم. دارم له میشم.

فردا اول ماه رجبه،خودت گفتی تو این ماه زیاد استغفار كنید،آخه با چه رویی؟ چه جوری؟ آخه خیلی رو میخواد،هی گناه كنی و استغفار كنی باز دوباره گناه كنی.
خدایا به حرفام گوش میدی؟

از دست خودم خسته شدم.اینقدر هیجانامو قورت دادم كه دارم خفه میشم.چرا  هیچكس منو درك نمی كنه؟!!چرا من نمی تونم با كسی درد دل كنم؟آخه آدمم اینقدر تودار.میترسم یه روز تو خواب سكته كنم.

خدایا ناشكری نمی كنم.وضع زندگیم خوبه.خانواده خوبی دارم. ولی از دست خودم دلخورم.احساس می كنم لیاقت من بیشتر از اینهاست.دوست داشتم تو جایگاه بهتری باشم، خیلی زحمت كشیدم.واقعا نمیدونم دیگه باید چی كار كنم؟!!

همش صبر صبر صبر،آخه تا كی؟ خدایا آخه تحملش رو هم بهم بده .دوستت دارم زیباترین.من بغیر از تو هیچكس رو ندارم. به حرمت سه ماه رجب، شعبان و رمضان كمكم كن.خدایا مرگ همیشه جلوی چشممه.از وحشت و سختی لحظات احتضار به خودت پناه می برم.

در آخر برای همه طلب آمرزش میكنم.


دوستان از همتون التماس دعا دارم ببخشید كه این پست كمی دلگیر بود ولی شاید حرف دل خیلی هاتون باشه

یا علی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 29 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : سمانه

در نزدیکی ده ملا مکان مرتفعی بود که شبها باد می آمد و فوق العاده سرد می...شد.دوستان ملا گفتند: ملا اگر بتوانی یک شب تا صبح بدون آنکه از آتشی استفاده کنی در آن تپه بمانی, ما یک سور به تو می دهیم و گرنه توباید یک مهمانی مفصل به همه ما بدهی.


ملا قبول کرد, شب در آنجا رفت وتا صبح به خود پیچید و سرما را تحمل کرد و صبح که آمد گفت: من برنده شدم و باید به من سور دهید.گفتند: ملا از هیچ آتشی استفاده نکردی؟ملا گفت: نه, فقط در یکی از دهات اطراف یک پنجره روشن بود و معلوم بود شمعی در آنجا روشن است. دوستان گفتند: همان آتش تورا گرم کرده و بنابراین شرط را باختی و باید مهمانی بدهی.

ملا قبول کرد و گفت: فلان روز ناهار به منزل ما بیایید. دوستان یکی یکی آمدند, اما نشانی از ناهار نبود گفتند: ملا, انگار نهاری در کار نیست. ملا گفت: چرا ولی هنوز آماده نشده, دو سه ساعت دیگه هم گذشت باز ناهار حاضر نبود. ملا گفت: آب هنوز جوش نیامده که برنج را درونش بریزم.

دوستان به آشپزخانه رفتند ببیننند چگونه آب به جوش نمی آید. دیدند ملا یک دیگ بزرگ به طاق آویزان کرده دو متر پایین تر یک شمع کوچک زیر دیگ نهاده.گفتند: ملا این شمع کوچک نمی تواند از فاصله دو متری دیگ به این بزرگی را گرم کند. ملا گقت: چطور از فاصله چند کیلومتری می توانست مرا روی تپه گرم کند؟شما بنشینید تا آب جوش بیاید و غذا آماده شود.



با همان متری که دیگران را اندازه گیری می کنید اندازه گیری می شوید




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : سمانه

سلام به همه دوستان

از همتون بابت نظرات زیباتون ممنونم.
این پست رو برای تشكر و عذرخواهی از همه دوستان گذاشتم.
خیلی دوست دارم كه به وبلاگ همتون سر بزنم و نظر بدم ولی خیلی سرم شلوغه،در اولین فرصت وبلاگتون رو می بینم

بازم از همه ممنونم.







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 13 فروردین 1391 :: نویسنده : سمانه


آنگاه که تنها شدی و در جست جوی یک تکیه گاه مطمئن هستی ، بر من توکل نما .(نمل/79)


آنگاه که نا امیدی بر جانت پنجه افکند و رها نمی شوی ، به من امیدوار باش. (زمر/53)


آنگاه که سرمست زندگی دنیا و مغرور به آن شدی ،به یاد قیامت باش. (فاطر/5)


آنگاه که دوست داری به آرزویت برسی ، به درگاهم دعا کن تا اجابت نمایم.(غافر/60)


آنگاه که در پی تعالی و کمال هستی ، نیتت را پاک و الهی کن . (فاطر/29-30)


آنگاه که دوست داری کسی همواره به یادت باشد،به یاد من باش که من همواره به یاد تو هستم.(بقره/152)


آنگاه که دوست داری با من هم سخن شوی ، نماز را به یاد من بخوان. ( طه/14)


آنگاه که روحت تشنه نیایش و راز و نیاز است ، آهسته من را بخوان. (اعراف/55)


آنگاه که شیطان همواره در پی وسوسه توست ، به من پناه ببر.(مومن/97)


آنگاه که لغزش ها روحت را آزرده ساخت ، در توبه به روی تو باز است . (قصص/67)




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 8 فروردین 1391 :: نویسنده : سمانه

 1. یقین در باور


کسی که دچار تردید و شک است در باورهای دینی خود به مرحله «یقین» نرسیده است، دچار اضطراب می شود و نگران پیامدهای زندگی و عواقب کارهاست.

ایمان، امنیّت و آرامش می آورد و اگر قرآن کریم هم فرموده است که: «دل، آرام گیرد ز یاد خدای»، اشاره به نقش ایمان و اعتقاد به خدا و یاد آن محبوب و معبود، در ایجاد آرامش روحی است.

2 . نیایش در زندگی

موجودی «بی نهایت کوچک»، وقتی در برابر آفریدگارش که «بی نهایت بزرگ» است قرار می گیرد و خود را حتی کمتر از قطره ای در برابر اقیانوس و ذرّه ای در مقایسه با کهکشان ها می یابد، احساس کوچکی در برابر آن عظمت، او را به کرنش و نیایش وا می دارد و همه عظمت در همین احساس نیازمندی است.
آنچه این «هیچ» را به آن «همه» پیوند می دهد، «دعا»ست.
کتاب «نیایش» از آلکسیس کارْل، سراسر توجّه دادن به این وادیِ متروک و فراموش شده و بیان آثار دعا و نیایش است. حرف های زیبایی دارد؛ یکی هم این که: «نیایش، انسان ها را آن چنان رشد می دهد که جامه ای که وراثت و محیط به قامتشان دوخته است، برای شان کوتاه گردد. ملاقات پروردگار، آنها را از صلح و آرامش درون، لبریز می سازد، به طوری که شعشعه پرتو این صلح، از چهره شان نمودار است و آن را هرجا که روند، با خود می برند».
کم نیستند کسانی که دلهره، نگرانی، ترس، اضطراب و تشویش خاطرِ خود را در مواقع خوف و خطر و سختی ها و بحران ها، با «داروی دعا» درمان می کنند.

3 . پرهیز از خطا و گناه

اضطراب ها گاهی ریشه در عدول از راه فطرت و دین و قانون و خرد دارند ؛ یعنی ارتکابِ: جُرم، گناه و خطا. اینها فشار روحی می آورند؛ تازیانه عذاب وجدان و «نفس لوّامه»، آرامش و آسایش را می گیرد؛ بیم از دستگیری و کیفر و عذاب، اضطراب می آورد؛ ترس از رسوایی و بی آبرویی، همواره استرس آور (تنش زا) و نگران کننده است.
امّا... «آن را که حساب، پاک است، از محاسبه چه باک است؟».

راه درمان آن اضطراب، حرکت در بستر طاعت و اطاعت و دوری از حریم شکنی و گستاخی بر خدا و شرع و قانون است. وگرنه، یک مجرم و گنهکار، اگر هم از کیفر بگریزد، عذاب وجدان، آرامش را از او می گیرد.

4 . حفظ گوهر امید

یأس، شکننده ترین سنگ برای «جام زندگی» است و تباه کننده ترین عامل برای حیات روحی است.
به تعبیر امام علی(ع): «یأس، انسان ناامید را از پا در می آورد».
ایشان، در سخنی دیگر، نومیدی را بزرگ ترین بلا می شمارد.

کسی که دچار نومیدی می شود، از هستی ساقط می شود، انگیزه زندگی را از دست می دهد، نشاط و شادابیِ او رو به افول می رود و اضطراب و ناآرامی، بر روحش سایه می افکند؛ امّا امید، انگیزه آفرین است.

امیر مؤمنان(ع) فرموده است: «آرزو، رفیقی همدم است».
پس نباید این گوهر را از کف داد، که گم کردن آن، اضطراب آور و نگران کننده است. ناامیدی، روزنه های گشایش را به روی انسان و افق آینده او می بندد. باید با «امید»، این پنجره بسته را گشود.

5 . باور به درستیِ راه

برخی عمری در راهی پیش می روند و کارهایی می کنند، امّا همچنان در ژرفای جانشان تردید وجود دارد که آیا افکارشان صحیح و راه و روششان درست است؟ آیا مبنا و مرامی که دارند، حق است و آنان را به «مقصد» می رساند؟

این حالت، آشفتگی روحی می آورد. بصیرت در دین و باورداشتن به درستی راه، روح را آرامش می دهد و از دغدغه و نگرانی ها می رهاند.

وقتی به درستی افکار و راهتان باور دارید، بگذارید دیگران هرچه می خواهند بگویند، هو کنند، مسخره کنند، شما را ساده یا گمراه بشمارند. شما که خودتان می دانید چه گوهری در اختیار دارید ؛ پس از حرف و حدیث دیگران چه باک؟ نگران قضاوت دیگران نباشید.
مردی به امام حسین(ع) گفت: بیا بنشین تا با هم درباره دین، بحث و مناظره کنیم. حضرت فرمود: «فلانی! من بر دین خویش بصیرت دارم و بر حق بودنم برای من، کاملاً روشن است. تو اگر به دین خود، جاهل و ناآگاهی، برو و آن را بجوی...».

6 . کوشش برای ادای تکلیف

برای یک فرزانه متعّهد، مهم ترین دغدغه باید این باشد که به «وظیفه»، عمل کرده است، یا نه؟ اگر کوتاهی و ترک وظیفه داشته، باید نگران باشد و اگر به تکلیف خود در حدّ توان عمل کرده است، جای نگرانی و آشفتگی خاطر و اضطراب درونی نیست.

دست یافتن به آرامش روح، در سایه «وجدان کاری» و انجام دادن دقیق تعهّدات و پای بندی به قول و قرارها و شانه خالی نکردن از بار تکلیف و مسئولیت است. اگر در انجام دادن وظیفه خود، قصوری نداشته اید، چه جای نگرانی؟

7 . توکّل

در رخدادها، بخشی از امور و وظایف بر دوش ماست، و برخی دیگر را باید به مشیّت خدا و تدبیر او واگذار کرد. مهمّ آن است که ما در حدّ توان، کوتاهی نکنیم. بقیّه کار را به خدا بسپاریم. البته «اعتماد به نفس» نیز در رسیدن به ثبات شخصیت و آرامش روح و نجات از آشفتگی و اضطراب، مؤثّر است.

همه آنان که در زندگی به «توفیق»هایی رسیده اند، با روحیّه توکل و اعتماد به نفس و امید به یاری و امداد خدا گام برداشته اند و سایه نشین زحمات خویش شده، از بوستان همّت و اراده خود، گل چیده و ثمر برگرفته اند.


جواد محدثی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 28 اسفند 1390 :: نویسنده : سمانه


کلمات خیس و باران خورده ام را در دست می گیرم، امسال هم با همین واژه های بی مقدار برایت سلامتی " سبز " می کنم...

و تو امسال هم نیامدی که خستگی را از لباس روزها بتکانی و به گریه ی ندبه های ما سلام کنی!

بهار در راه است ولی کسی برای نو شدنِ دل ها پادرمیانی نمی کند.

راستی کجا می شود "یک دست" دعای اجابت شده خرید؟!

در کدام خیابان "حول حالنا" می فروشند؟!

ببینم! اصلا" کسی سکه بی تقلبِ "یامقلب القلوب" در جیب وجدان دارد؟!

دیروز پدری برای هزارمین بار شرم خود را گریه کرد، مردی پشت چراغ قرمز قلب های یخ زده، "سلطان قلب ها" را با آکاردئون خسته اش نواخت، همسایه ای برای درآکاردئونی آپارتمانش، یک قفل تازه خرید، کارمندی از رژه غصه ها و قسط ها سکته کرد، زنی با ابر اشک هایش شیشه ی خانه ی مردم را پاک کرد و تلویزیون گزارش اداره هواشناسی را برایمان خواند که: " مدتهاست یک جبهه هوای نفس، بالای سرمان خیمه زده !"...


ایمان ِ شکسته بسته ما هر چه که باشد هنوز هم به عصای اشک انتظار تو روی پا ایستاده... چه دانه ی لبخندی به کبوتر دل ما داده ای که "جّلدِ " بام جمعه های تو شده ایم!؟


گل همیشه بهار!

من دلم را محض تعاریف تقویم ها "نو " نمی کنم، من از خودت عیدی اجابت می خواهم.

امسال با "تور ِ" تنهایی، هزار بار در خودم سفر خواهم کرد: به شهر "توبه"... به آبادی "الهی العفو "... به دهکده ی" دعا " کوچ می کنم!

بغض هایم را به دست بادی می سپارم تا در انتشار فریاد هیچ آرزویی پیر نشود.

انتظار را مثل پیک شب عید خط به خط می نویسم... همراه تیر دعا می دوم و کوچه آرزوهایم جملگی به خیابان خاطرخواهی ختم می شود...


پس ای نوروز خدا !

آرزوهای مرا در پوشه "آمین" خودت به عرض پروردگار برسان:

" خدا کند سال جدید غذای شیطان، نماز قضای ما نباشد!

خدا کند جیب زندگی ما پر از نُقل اخلاص شود.

خدا کند که قافله های غفلت، ما را گمراه نکنند.

خدا کند خانه رضایت چهارده معصوم را گم نکنیم.

خدا کند این بهار نوروز " دیدار یار " باشد..."






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 14 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :